روز عشق…

نوشته شده در (دسته‌بندی نشده) توسط روزبه کنین در تاریخ ۲۴ بهمن ۱۳۸۸

بعد از مدتی سلام

امیدوارم که این ایام محرم و صفر اگه نذری , مراسم , دعایی داشتید و عزاداری کردید مورد قبول حق قرار بگیره و مرواتون همه سال باشه .

این پست هم از سری پست های طولانی پس ممکن خسته کننده باشه براتون ولی من مثل همیشه بخش بخش کردم و هر کس با توجه به علاقه اش میره اون مطلب رو میخونه شاید کسی دوست داشته باشه همش رو بخونه و شایدم از مطلب خاصی خوشش بیاد . من عنوان این مطالب هم در ابتدا آوردم که کارتون راحت تر باشه

قسمت اول:روزگار خویش

قسمت دوم: داستان ( قسمت دوم)

قسمت سوم: آیا میدانید که :

قسمت چهارم:روز عشق

قسمت پنجم: شعر

قسمت ششم: خانه وبلاگ نویسان

قسمت هفتم: جملات کوتاه

********************************************************

قسمت اول : روزگار خویش

این ایامی که گذشت هم روزهای خوب بود  داشتم هم بد ولی خوشی هاش مسلما” بیشتر از ناخوشی هاش بود. این با هم بودن که به من انرژی میده و امیدوارم همیشه برپا باشه . پروژم هم فعلا” نیمه تموم مونده چون منتظر ساخت سایتم که اگه سریعتر راه بیافته بقیه کارهای ساخت هم پیش میره . در رابطه با این ترم هم اگه همه ترم ها مثل این ترم وقتی از امتحان میومدم بیخیال میبودم , معدلم فکر کنم ۱۷ ۱۸ میشد ولی حالا :girukh: . بعضی برخوردها سنگین شده و این مسلما” روی اعصاب من چون تحمل این برخوردها رو ندارم .

پ.ن: بهت میگن جا نداریم ببریمت ولی میبینی یکی دیگه جای تو رفته

پ.ن:امیدوارم مشکل ساز نشه وگرنه …

پ.ن:تحمل بعضی چیزا مطمئنا” سخت

پ.ن: حذف شد

*********************************************************

قسمت دوم: داستان ( قسمت دوم)

خوب در قسمت قبل داستان تا جایی پیش رفت که یکی از برج ساز های معروف تهران در غیاب همسرش در خانه فوت میکند و اداره پلیس در حال تحقیق بیشتر راجع به این ماجراست و اما قسمت دوم

سروان با تکمیل شدن تمام گزارشات اونا رو روی میز کاراگاه قرار داد که صبح روز بعد که کاراگاه به محل کار میره اون رو مطالعه کنه . کاراگاه هم بعد از اینکه از خانه مهندس به منزل خودش رفت تو ذهنش داشت مرور میکرد که چه اتفاقی در اون خانه افتاده بوده , ذهنش بدجور درگیر شده بود. تصویر همسر مهندس خیلی توی چشمش آشنا بود. صبح روز بعد موقعی که کاراگاه به اداره رفت تمام گزارشاتی که سروان آماده کرده بود رو مطالعه کرد و تمام نکاتی که مهم بود رو بر روی برگه ای یادداشت کرد . .گزارشی که پزشکی قانونی داده بود نشان میداد که مهندس بر اثر مصرف قرص خودکشی کرده .در گزارشات ارائه شده نشون میداد که یک خدمتکاری هم در خانه کار میکرده ولی در موقع فوت مهندس در خانه نبوده.کاراگاه سریع به سروان دستور میده که راجع به این خدمتکار تحقیق بشه و اطلاعی از اون بدست بیاره. بعد از چند ساعت سروان با کاراگاه تماس میگیره و میگه که این خدمتکار که زن بوده بعد از اینکه همسر مهندس به مسافرت میره از طرف مهندس چند روزی رو برای مرخصی به شهرشون میره و فردا داره از شهرشون برمیگرده. در تمام تحقیقاتی که از همسایه ها شده بود همه از خوبی مهندس گفته بودند ولی رفتار اخیر فریبا همسر مهندس رو مشکوک میدونستند. اللخصوص رفت آمدهایی که داشت. در گزارش نشون میداد که مهندس و همسرش بچه دار نمیشدند و با وجود مال و اموالی که داشتند و برای اینکه از تنهایی در بیان تصمیم میگیرن در آپارتمانی که ساختند زندگی کنند و بقیه واحد ها رو به افراد کم بضاعت بدند تا هم در کنار اونا باشند هم مهندس و همسرش از از تنهایی در بیان. کاراگاه شماره فریبا رو پیدا میکنه و به فریبا که برای یک هفته به دبی رفته بود اطلاع میده که همسرش فوت شده خودش رو برای تکمیل پرونده و مراحل کفن و دفن جنازه برسونه.
              این داستان ادامه دارد..
 
.در ادامه خواهید خواند که چه اتفاقاتی برای کاراگاه میافته
 پ.ن: میدونم شاید خیلی بد نوشته باشم چون ماجرا عوض شد
 پ.ن: قرار شد هر کس داستان رو میخونه نظرش رو راجع به قسمت بعد هم بده

************************************************

قسمت سوم: آیا میدانید که :

شاید برای شما هم جالب باشه که بدونین چرا ما ایرانیها، به پاپ کرن میگیم چس فیل؟!

چون این خوراکی خوشمزه نه به فیل ربط داره نه به …!!

اولین مدل پاپ کرن که وارد ایران شد، مربوط به یک شرکت انگلیسی بود به اسم

چسترفیلد (Chesterfield)

و چون ما ایرانیها لهجه داریم در حد تیم ملی، این رو ساده سازی کردیم و گفتیم چس فیل!

شناختن محصولات مختلف به اسم اولین برند، توی ایران خیلی عادیه. مثل:

تاید، ریکا، وایتکس، ماتیک، کلینکس، و …

حالا شما میتونین با خیال راحت این خوراکی رو بخورین و نگران چیزی نباشین

هرچی هم دوست دارین صداش کنین:

پاپ کرن، چس فیل، چسترفیلد، ذرت بو داده، گل بلال، یا هر چیز دیگه

*************************************************

قسمت چهارم:روز عشق

 valentine

یادم هست که در بین سرما , بین همه اوج ها و فرودها گفتی با هم باشیم , از امروز تا ابد و یک روز بهار گفتی هر روز صبح آفتاب تو می خواهد از پشت نگاه من طلوع کند. پشت پنجره می نشینم تا تو بلند شوی و از پشت نگاه خیره ام صبح تو طلوع کند. صبح با طلوع نگاه من!

کم کم طلوع و نگاه  , دیگر تکرار بود و عادت و آنچه برای تو در پی داشت کسالت بود و کلیشه دیگر نور آفتاب چشمهای خسته ات را آزار میداد افسوس ! افسوس که خسته بودی و خواب میخواستی نه طلوع نگاهی را.

من طلوعم را از تو دزدیدم . چشمهای خسته ات آسود و عهد کردم صبح کسی را آغاز گر نباشم . خیلی گذشته و سهم من از تمام جاده ها تنها من و سکوت است و روبرویم جاده پیمودن تو که هرگز تمام نشده . سهم من از تمام جاده ها تنها من و سکوت است . تنها من و سکوت…

اما امروز درست امروز توی یک روز قشنگ تصمیم تو مسیر همه مسافران و عابران جاده ها را تغییر داد. امروز روز من و تو یعنی ” عشق” , روز بیان تمام چشمه های زلال احساس است. امروز , یعنی من و تو – یعنی ” عشق ” , یادم رفت که آغازگر صبحی نباید بود.

امروز, روز عشق , تویی و پیغام پشت درت که با صدای زنگ پستچی آمد. امروز من دوباره شاهزاده می شوم و تو گدا . گدای طلوع نگاه .

پیغامت را پستچی داد و من به یاس VALENTINE ” یعنی روز شعق” دوباره آغازگر  همه صبح هایت می شوم . . امروز فرصتی شد که بیا آرم مدت هاست منتظرم ببینمت و بگویم من به تمام صبح ها و نگاه ها معتاد شده ام .

امروز یک صبح زیباست اما نه با نگاه من که با زیباترین هدیه تو

پیغام ” دوستت دارم”

پ.ن: این مطلب از جایی برداشت شده

پ.ن: روز والنتاین رو به همه پسر دختر ها تبریک میگم . امیدوارم خوش و خرٌم باشید و قدر همدیگه رو بدونید.

پ.ن: سعی کنید دوست داشتن رو در جای خودش استفاده کنید .

پ.ن:من که دوست دختری نداشتم که بخوام براش کادو روز والنتاین بگیرم , شما به چند نفر کادو دادید ؟

پ.ن: چون این روزها همه در حال و هوای روز عشق هستند , نظر شما راجع به رابطه دوست پسر و دوست دختر چیه و اونو تا چه حد میدونید؟

*************************************************

قسمت پنجم: شعر 

وقتی نگاه عاشق کسی به توست

می بینی اما دلت بسته به مهر دیگری ست بی اعتنا می گذری

و عاشقانه به کسی می نگری

که دلش پیش تو نیست

***************************************************************

قسمت ششم:خانه وبلاگ نویسان  

این روزها از طرف دوستان انتقاداتی راجع به خانه وبلاگ نویسان شده که میتونید برای دانستن اطلاعاتی در مورد کارهای انجام شده توسط شورای مرکزی، وبلاگ ردپا رو مشاهده کنید و اگر به موردی برخوردید و سوالی داشتید از من و یا سایر اعضای شورای مرکزی بپرسید و هم من و هم اعضای شورا پاسخ گوی شما دوستان هستیم
 
وبلاگ ردپا

 

 

 http://www.radepa.bushehr

 

 پ.ن:حذف شد
 
 
 
 

 

******************************************************************

قسمت هفتم:جملات کوتاه

ج.ک.۱:…
«هر قطره ای لیاقت دریا شدن رو نداره »
 

 

 ج.ک.۲:گاندی

«ابتدا تو را نادیده می گیرند، سپس مسخره ات می کنند و بعد با تو می جنگند. ولی در نهایت پیروزی از آن توست»

ج.ک.۳:ناپلئون
«حق ناشناسی، بزرگترین ضعفی است که ممکن است کسی داشته باشد»

ج.ک.۴:گالیله
«دنیا به حرف کسی گوش می دهد که دارای اراده قوی است و می داند که به کدامین سوی می رود»

ج.ک۵:میلتون
«اگر ما به قدر کافی اراده داشته باشیم، به قدر کافی هم وسائل پیدا می کنیم»

ج.ک.۶:ارسطو
«تمایلات خود را میان دو دیوار محکم اراده و عقل حبس کنید»

ج.ک.۷:آلفرد اوستن
«آرامش و اطمینان بهترین موفقیت است»

*******************************************************

در پست بعد نگاه ویژه ای به محرم و صفر خواهد شد

                                                           پس تا پست بعد ایام به کام ….

 

دیدگاه‎ها:

(۲۴) دیدگاه تا کنون برای این نوشته ثبت شده است!

دیدگاهتان را بنویسید

~X( ~-~ zanboor: voi tobeh tel sheytoon shap sei saat kerdi sad o:-) na na na m/ khodaia tobeh khi khi khi ineh i-) hei khoda hapy hame flower fike bye1 bye bio inja minim b-) [-( X( @-) >:p >:d< =p~ =)) <):) ;)) :| :x :wink: :twisted: :ryhj: :roll: :oops: :mrgreen: :lol: :idea: :helle: :girukh: :eykhoda: :evil: :d :cry: :brobnim: :arrow: :^o :?: :> :-| :-x :-w :-t :-s :-q :-o :-bd :-b :-SS :-P :-?? :-? :-> :-< :-/ :-* :)] :)) :) :(( :!: 8-O 8) %-( #-o



ابر برچسب‎ها