دیروز , امروز , فردا
نوشته شده در (دستهبندی نشده) توسط روزبه کنین در تاریخ ۱ بهمن ۱۳۸۸
سلام , خوبید؟
بعد از مدتی دوباره اومدیم که آپ کنیم . من تو پست قبلی هم گفته بودم که تا ۲۹ دی امتحان دارم و شاید کمتر بتونم سر بزنم به نت و دنیای اون
امتحاناتم تموم شد و فقط مونده پروژه کارشناسی که سعی میکنم هرچه زودتر اونم تموم کنم که دیگه راحت بشم
امیدوارم دوستان هم امتحاناتشونو به خوبی داده باشند
این پست ممکن طولانی باشه پس قبلش پوزش منو پذیرا باشید من موقعی که پست طولانی می نویسم معمولا” قسمت ها رو از هم جدا میکنم که شاید کسی دوست نداشته باشه همه پست منو بخونه
قسمت اول:
پاسخ ” در پس نت چه می گذرد ؟”
خوب من هدفم از طرح این پرسش این بود که در پس دنیای نت من , وبلاگ جدید من داشت درست میشد که کسی حدس نزد چون سوالی که پرسیدم پر از ایهام بود و هر کس میتونست حدسی بزنی ولی از تعداد نفراتی که اومدند به این پرسش نظر دادند , فقط چند نفر نظر دادند بقیه دعوا سر اول شدن بود. اگرم بخواین راجع به دنیای نت و پیرامون آن (پس نت ) صحبتی کنیم و مو شکافانه بررسی کنیم بدلیل اینکه بحث … میاد وسط پس نظر هر کدوم از دوستان برای من قابل احترام
قسمت دوم :
شب یلدا:
شب یلدای امسال من خیلی متفاوت بود . اول اینکه بدلیل محرم شب یلدای خاصی نبود ولی به هرحال برای من خاص بود .
قسمت سوم :
محرم:
امسال برای اولین بار علاوه بر اینکه در سینه زنی و شمع زنی شرکت کردم ( که خدا این توفیق رو به من داد) تونستم به همراه دوستای خوب بلاگیم هم باشم که برای من خیلی خوب بود و مطمئنا” در خاطره ها باقی خواهد ماند.
ولی اگر بخوام راجع به محرم و مراسم های اون بحث کنم به نظرم سال به سال از ابهت اون داره کاسته میشه یکی میاد پسرش و میاره بخونه اون غریبه میاد سینه رو خراب میکنه بر درست کن صفای آخر و ول میکنه و … ولی با وجود این حاضر عاشق محرم شهرم یعنی بوشهرم و حاضر نیستم با هیج جا عوضش کنم ولی امیدوارم این مشکلات هم حل بشه . امسالم بدلیل تعطیلاتی که بود مسافران خوبی از سایر نقاط کشور از جمله شیراز و تهران برای دیدن مراسم سینه زنی و شمع زنی در بوشهر جمع شده بودند که میتونند منتقل کننده و نقل کننده این آیین ها در محل زندگی و دوستان خودشون باشند.
قسمت چهارم:
داستانمم در حال نوشتنه که سعی میکنم از پست بعدی اونو در بلاگم بزارم به طوری که دوستان باید هم نظرشون راجع به اون قسمت بدهند و هم بگند که ممکن در قسمت بعد چه اتفاقی بیفته
قسمت پنجم:
شعر :
در گذر گاه زمان
خیمه شب بازی دهر
با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد
عشقها می میرند
رنگها رنگ دگر می گیرند
وفقط خاطره هاست
که چه شیرین وچه تلخ
دست ناخورده به جا میماند
تقدیم به همه شماها
قسمت ششم:
جملات کوتاه :
ج.ک.۱:قدر یاران قدیمی را بدان ای نازنین ، فرش های کهنه را مردم گرانتر می خرند.
ج.ک.۲: گرمترین بوسه ات را نثار کسی کن که در سردترین لحظات به یاد تو است
ج.ک.۳: خدایا!
تقدیرم را زیبا بنویس…کمک کن آنچه را که تو زود میخواهی من دیر نخواهم.. و آنچه را که تو دیر میخواهی من زود نخواهم…!
ج.ک.۴: صبر کردن دردناک است و فراموش کردن دردناک تر ولی از این دو دردناک تر این است که ندانی باید صبر کنی یا فراموش
ج.ک.۵: دوستی : مثل ایستادن روى سیمان خیسه هر چى بیشتر بمونى , رفتنت سخت تر میشه ولى اگه رفتى جای پاهات براى همیشه میمونه
ج.ک.۶: اگر آدم خوبی با تو بدی کرد،چنان وانمود کن که نفهمیدهای. او توجه خواهد کرد و مدت زیادی مدیون تو خواهد بود
قسمت هفتم:
دو متن کوتاه از دکتر شریعتی :
دنیای عجیبی است کسی که تو را دوست دارد تو. دوستش نداری و کسی که تو دوستش داری او تو را دوست ندارد وکسی را هم که تو دوستش داری و او نیز تو را دوست دارد به رسم دین و آیین به هم نمیرسید
می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند ستایش کردم ، گفتند خرافات است عاشق شدم ، گفتند دروغ است گریستم ، گفتند بهانه است خندیدم ، گفتند دیوانه است دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم
قسمت هشتم:
پیام این پست و پیشنهاد یک آهنگ :
اشکی برای شوق شوقی برای درس درسی برای میز میزی برای کار کاری برای نان نانی برای تخت تختی برای خواب خوابی برای مرگ مرگی برای سنگ سنگی برای یاد یادی برای اشک . . . این است مفهوم زندگی!
آهنگ:
قسمت نهم:
پ.ن.۱: تولد مریم و مهشید هم تبریک میگم انشاالله که روزها و لحظات شادی در زندگی پیش رو داشته باشند
پ.ن.۲:نامردای%$#$%#$%&*)&*%^&$^@^^%^** آخرش سربازی رو کردند تو پاچه ما برق #%#$%#$ ببرند دلمون خوش شده بود که معاف میشیما ولی حالا باید بریم سربازی
پ.ن.۳:این روزا خیلی درگیری ذهنی دارم و چند کار دلم میخواد انجام بدم که بدجور ذهنمو مشغول کرده
پ..ن.۴:من عکس هایی رو که گرفتم چند تاشو در فتولاگم گذاشتم و از این به بعد هر ۲ ۳ روز یه بار عکس جدید میزارم و دلم میخواد دوستان اونجا هم بیان نظر بدند . دست کسانی هم که اومدند نظر دادند درد نکنه
پ.ن.۵: امروز داشتم از مرکز شهر به سمت بهمنی میرفتم موقعی که سوار ماشین شدم راننده آهنگی که دوسش دارم به نام “همه چی آرومه ” گذاشت و منم تو دلم گفتم ایول چشمتون روز بد نبینه که از شهر تا بهمنی این آهنگ همینجور تکرار میشد و آخرش گفتم آزار عمو چیشششششششششش
پ.ن.۶:
و این هم جواب پرستو خانم :
باسیدون بنای مستحکمی بود در انتهای شمال شرقی بندر بوشهر در جای فعلی بار انداز اداره بندر . در اصل قلعه ای بود که چهار برج یا دارالحکومه در جنوب آن قرار داشت . باسیدون تحریف شده ی باستیان است و باستیان خود در زبان فارسی ترجمه شده ی باستیون فرانسوی است . تاریخ ساخت باسیدون به زمان سلطنت ناصرالدین شاه قاجار در سال ۱۲۷۱ هجری قمری برابر سال ۱۲۳۳ هجری شمسی بر می گردد.
پ.ن.۷:شاهین هم پرسپولیسو پکوندا و کیف کردیم اساسی و خستگی رو از تنم در آورد چون از ۸صبح توی ورزشگاه بودم و اواسط ظهر به … افتادم و با این پیروزی هم اساسی شارژم کرد
پ.ن.۸:برنامه ۹۰… عکس از بوشهر … احمد تک خال
پ.ن.۹: شاید وقتی دیگر …
قسمت دهم:
پی نوشت خاص:
دستانم تشنه ی دستان توست
شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم
با تو می مانم بی آنکه دغدغه ی فردا را داشته باشم
زیرا میدانم
فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت







اول همه ایشتابیسلاخ
بغیر از بعضیا :-
[پاسخ]
باسیدون پاسخ در تاريخ بهمن ۳م, ۱۳۸۸ ۹:۵۵ ب.ظ:
;)
[پاسخ]
ها نه هواست بی حالا سی عادل فردوسی پور
اقای احمد تک خال از بوشهر این عکسارو برای ما فرستاده
خوبه احمدوعکسایی که رفته بی زیر لین شاهینی ها نفرستاده بی
زیر لین شاهینم که در جریان هسین
[پاسخ]
باسیدون پاسخ در تاريخ بهمن ۳م, ۱۳۸۸ ۹:۵۵ ب.ظ:
:-
[پاسخ]
اول سلام
[پاسخ]
باسیدون پاسخ در تاريخ بهمن ۳م, ۱۳۸۸ ۹:۵۶ ب.ظ:
سلام
[پاسخ]
دوم اینکه ایشالا همه امتخانات رو خوب پاس کنی.و ایشالا تا اخر سال ما با خیال راحت سیت بگیم آقای مهندس.
[پاسخ]
باسیدون پاسخ در تاريخ بهمن ۳م, ۱۳۸۸ ۹:۵۷ ب.ظ:
مرسییییییییییییییی شما لطف دارید . انشاالله
[پاسخ]
قسمت اول حرفی نیست که بگم.
قسمت دوم هم خوب خاص بودنش رو تو ضیح می دادی که ما از کنجکاوی نمیریم.
قسمت سوم هم موافقم توی جمع و با بچه ها بودن خیلی خوبه.
[پاسخ]
باسیدون پاسخ در تاريخ بهمن ۳م, ۱۳۸۸ ۹:۵۷ ب.ظ:
:bichial:
[پاسخ]
قسمت ششم جملاتت خیلی خیلی زیبا بودن ولی جمله ۴ خیلی عالی بود.
قسمت هفتم دکتر شریعتی کلاً کارش درسته.
قسمت هشتم می خوام تازه آهنگو گوش بدم.
[پاسخ]
باسیدون پاسخ در تاريخ بهمن ۳م, ۱۳۸۸ ۹:۵۸ ب.ظ:
[پاسخ]
قسمت نهم پ ن ۵

و در اخر قسمت دهم بچه ها این روزبه داره از دستمون میره به این پینوشت خاص گذاشتنش یه فکری به حالش بکنید. :D :-
[پاسخ]
باسیدون پاسخ در تاريخ بهمن ۳م, ۱۳۸۸ ۹:۵۸ ب.ظ:
قسمت اول :D
قسمت دوم :-
[پاسخ]
چقدر نظر کذاشتمو .:d
[پاسخ]
باسیدون پاسخ در تاريخ بهمن ۳م, ۱۳۸۸ ۹:۵۹ ب.ظ:
:D
[پاسخ]
احمد تک خال :D
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ بهمن ۲م, ۱۳۸۸ ۵:۴۸ ب.ظ:
[پاسخ]
باسیدون پاسخ در تاريخ بهمن ۳م, ۱۳۸۸ ۹:۵۹ ب.ظ:
[پاسخ]
قسمت ۶ اولین و آخرین جملت خیلی خیلی خیلی پر از معنی بود… ولی انجام دادنش سخته
واقعا خدا نکنه آدم از یه آهنگی خوشش بیاد یا هر چی می گرده دنبالش گیرش نمیاد یا این قدر میشنوه که حالش بدمیشه
سربازی…خی خی خی :D
حالا طرف اسمش خاصه؟ :-
[پاسخ]
باسیدون پاسخ در تاريخ بهمن ۳م, ۱۳۸۸ ۱۰:۱۰ ب.ظ:
بله زیبا بود و پر معنی …


هر کاری سختیه خودشو داره
:-
[پاسخ]
محرم که محرم متفاوتی بود واسه منم و از اینکه با هم بودیم خوشحالم
انشاالله امتحانات هم خوب بشه و هم چنین پروژه
شاهین هم که در کل شیر است انشا الله
آهنگ همه چی آرومه رو منم خیلی دوسش دارم ولی ظاهرا جیگرت خین شده :D
[پاسخ]
باسیدون پاسخ در تاريخ بهمن ۳م, ۱۳۸۸ ۱۰:۱۱ ب.ظ:
:D
[پاسخ]
خوش بحالت . مو یه هفته دیگه امتحان دارم. تازه بعدش خو هیچ فرقی نمیکنه . دوباره بعدش اداره ….
در پس نت همجالب بود.
مرسی شب یلدای خاص . :D
شب های تاسوعی و عاشوری به یادماندنی شد . باش ما دوستان .
منتظر داستانه هم هستیم .
اینو خیلی قبول دارم :
ج.ک.۶: اگر آدم خوبی با تو بدی کرد،چنان وانمود کن که نفهمیدهای. او توجه خواهد کرد و مدت زیادی مدیون تو خواهد بود
اهنگ هم دانلود کردم . :D
برنامه نود
واقعا پکیدم از خنده . خیلی کار خندهای کرده بید
[پاسخ]
لی لی پوت پاسخ در تاريخ بهمن ۱م, ۱۳۸۸ ۱:۰۶ ب.ظ:
سی چه از مو تقلید میکنیا!!!!!:دی :D
[پاسخ]
باسیدون پاسخ در تاريخ بهمن ۳م, ۱۳۸۸ ۱۰:۱۳ ب.ظ:
ایشاالله تموم میشه با خوبی و خوشی

مرسی
:D
ایشاالله به زودی
هوممممم
مرسی
:D
[پاسخ]
مو هم باسیدون نمیفهمیم کجا بیده . دست طلا . میفهمیدم اسم ساختمونی بیده ها اما جاش نمییفهمیدم
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ بهمن ۲م, ۱۳۸۸ ۵:۵۰ ب.ظ:
دست طلا!!! :-O
[پاسخ]
باسیدون پاسخ در تاريخ بهمن ۳م, ۱۳۸۸ ۱۰:۱۳ ب.ظ:
چاکریم ;)
[پاسخ]
بابا..
خیلی زیاده…
بعد همش رو می خونم……..
[پاسخ]
باسیدون پاسخ در تاريخ بهمن ۳م, ۱۳۸۸ ۱۰:۱۶ ب.ظ:
منم نوشتم که زیاده
اوکی
;)
[پاسخ]
واخ واخ چقدر طولانیه
بصورتی سریالی میخونمش :D
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ بهمن ۲م, ۱۳۸۸ ۶:۰۲ ب.ظ:
بعضی جاهاش سانسور میخواد /نه ننه/ :gogooli:
[پاسخ]
باسیدون پاسخ در تاريخ بهمن ۳م, ۱۳۸۸ ۱۰:۱۷ ب.ظ:
:D
هر جور دوست داری بخونش
[پاسخ]
به علت پر محتوا بودن این پست من با اجازه چندتا کامنت میزارم برات
[پاسخ]
باسیدون پاسخ در تاريخ بهمن ۳م, ۱۳۸۸ ۱۰:۱۷ ب.ظ:
خواهش میکنم
[پاسخ]
نظر اول :
ایشالله که امتحاناتت رو به خوبی داده باشی
منتظر شیرینی پایان نامه هستیم
[پاسخ]
باسیدون پاسخ در تاريخ بهمن ۳م, ۱۳۸۸ ۱۰:۱۷ ب.ظ:
ایشاالله
[پاسخ]
نظر دوم :
تنها کسی که از موضوع وبلاگ خبر داشت من بودم و احسان دهقانی
وبلاگت خیلی خوب شده .
خیلی خوب کاری کردی که هم وبلاگ و هم فتوبلاگ رو ادغام کردی
ایشالله عکسهای زیبایی رو بذاری
[پاسخ]
باسیدون پاسخ در تاريخ بهمن ۳م, ۱۳۸۸ ۱۱:۲۱ ب.ظ:
مرسی
[پاسخ]
نظر سوم :
شب یلدا
امسال غریب ترین شب یلدایی بود که داشتیم
اما یه تفاوت داشت
اول رفتیم دیدن خانواده پورجماد و پسر گلشون
و بعد هم در تنهایی و سکوت با خانواده شب یلدا رو گرفتیم
ما هم امسال واسه خاطر احترام با امام حسین هیچ تدارکی ندیدیم
اما تنهایی و سکوت هم عالمی داره
[پاسخ]
نظر چهارم :
محرم
امسال متفاوت تر از سال پیش و سالهای پیشتر
امسال با جمع دوستان خیلی خوش گذشت
امیدوارم این جمع پایدار باشه و این عذاداری ها بجای اینکه کمتر بشه بیشتر بشه
[پاسخ]
باسیدون پاسخ در تاريخ بهمن ۳م, ۱۳۸۸ ۱۱:۳۳ ب.ظ:
بلی خوش گذشت و امیدوارم
[پاسخ]
سلام
امتحان قبول شدنت مبارک
پس کو شیرینیش؟ (ما شما رو زیارت کنیم شیرینیش پیش کش. از اون تیریپ صحبتایی که تو خودت قند و نباتی و اینا که باور نکنی آ . شما کار خودتونو کنین . کار؟ شیرینی دیگه!)
[پاسخ]
باسیدون پاسخ در تاريخ بهمن ۳م, ۱۳۸۸ ۱۱:۴۱ ب.ظ:
والله بخدا :D
[پاسخ]
در پشت پرده نت : ببخشید من آلزایمروکم . این حالا وب جدیدتون که نیست هست؟
[پاسخ]
باسیدون پاسخ در تاريخ بهمن ۳م, ۱۳۸۸ ۱۱:۴۱ ب.ظ:
بله وب جدیدمه
[پاسخ]
یلدا : یلدا رو توی خونه به همراه علی و عروس بودیم . در جریان علاقه وافر من به این دو نفر که هستی؟
hogh):
[پاسخ]
باسیدون پاسخ در تاريخ بهمن ۳م, ۱۳۸۸ ۱۱:۴۱ ب.ظ:
بله در جریان هستم :D
[پاسخ]
محرم: شفاف سازی کن . کدوم دوستای بلاگی؟ :-
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ بهمن ۲م, ۱۳۸۸ ۶:۰۳ ب.ظ:
خودیا/
[پاسخ]
داستان: مگه شما نویسندگی هم میکنین؟ بابا هنرمند! بابا عکاس! بابا نویسنده! بابا از هر انگشت هزار هنر! بابا !
[پاسخ]
باسیدون پاسخ در تاريخ بهمن ۳م, ۱۳۸۸ ۱۱:۴۲ ب.ظ:
[پاسخ]
باسیدون پاسخ در تاريخ بهمن ۳م, ۱۳۸۸ ۱۱:۴۳ ب.ظ:
:~
[پاسخ]
شعر: ریتمیک بود مرسی
[پاسخ]
باسیدون پاسخ در تاريخ بهمن ۳م, ۱۳۸۸ ۱۱:۴۳ ب.ظ:
خواهش میکنم
[پاسخ]
جملات کوتاه : دومی خیلی بیش از حد تکراری بود . سه رو با خدا زمزمه کردم و ازش خواستم . چهار چند بار خوندمش و بعد توی دلم گفتم راس میگه خیلی دردناکه . پنج خیلی معمولی بود . شش خدا کنه پیچ طرف شل نباشه (هر چند آدم خوبی باشه ولی عقلش ورای رفتارو هم باید ببینه)
[پاسخ]
جمله شریعتی: دومی یاد رضا صادقی افتادم که چجور وایسا ونیا رو از ته قلب میخوند
[پاسخ]
باسیدون پاسخ در تاريخ بهمن ۳م, ۱۳۸۸ ۱۱:۴۴ ب.ظ:
منم اتفاقا” تا خندم متنو , یاد اون شعر افتادم
[پاسخ]
آهنگ: باز تو آهنگ گذاشتی؟ من کارتی هستم . اینترنتم سرعت نداره . فلش میارم هر چی میخوای بذاری برا دانلود اونجا بریز . دهه! منم دل دارم … پر پر ات میکنم بخوای عقده ایم کنی آ
[پاسخ]
باسیدون پاسخ در تاريخ بهمن ۳م, ۱۳۸۸ ۱۱:۴۴ ب.ظ:
:gogooli:
[پاسخ]
سربازی یک وظیفه نیست . یک تکلیف است! (چرت و پرت بود تو بحرش نرو غرق میشی)
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ بهمن ۲م, ۱۳۸۸ ۶:۰۵ ب.ظ:
خوبه خودتم اعتراف میکنی/
[پاسخ]
باسیدون پاسخ در تاريخ بهمن ۳م, ۱۳۸۸ ۱۱:۴۵ ب.ظ:
[پاسخ]
این همه چی آرومه رو خیلی خش گفتی
[پاسخ]
باسیدون پاسخ در تاريخ بهمن ۳م, ۱۳۸۸ ۱۱:۴۶ ب.ظ:
)(heykhoda)(
[پاسخ]
میشه لوتی کنی و بهم بگی این احمد تک خال کیه؟ میدونم عادل فردوسی فکر کرده بود فامیلیش تک خاله . ولی آیا شما هم اونو میشناسی؟
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ بهمن ۲م, ۱۳۸۸ ۶:۱۰ ب.ظ:
الان میگم آقایه گشمردی واست توضیح بده!!! :gogooli:
[پاسخ]
باسیدون پاسخ در تاريخ بهمن ۳م, ۱۳۸۸ ۱۱:۴۷ ب.ظ:
یه شخص مشهوریه ولی خیلی چیز که نمیشه بیان کرد :D
[پاسخ]
محمدباقر پاسخ در تاريخ بهمن ۴م, ۱۳۸۸ ۸:۳۷ ب.ظ:
فک کن داشتیم خونوادگی نگاه میکردیم نصف مجلس(آقایون) مرده بیدن از خنده، خانومها هم حیرون مونده بودن که ما چمونه؟!
[پاسخ]
کامنتتو تایید و جواب دادم . مرسی از حضورت :bichial:
[پاسخ]
باسیدون پاسخ در تاريخ بهمن ۳م, ۱۳۸۸ ۱۱:۴۷ ب.ظ:
لطف کردی . خواهش میکنم
[پاسخ]
درود
از کل پستت این جمله رو خیلی پسندیدم: دنیای عجیبی است کسی که تو را دوست دارد تو. دوستش نداری و کسی که تو دوستش داری او تو را دوست ندارد وکسی را هم که تو دوستش داری و او نیز تو را دوست دارد به رسم دین و آیین به هم نمیرسید.
بقیه پست رو هم خوندم .جالب بود.من هم اتفاقا از این آهنگ حمید طالبزاده خیلی خوشم میاد.(فکر کنم قبلا بهت گفته بودم.)
این باسیدون رو هم میخاستم بپرسم ، هر دفعه یادم میرفت.ممنون که توضیح دادی.خیلی جالب بود.
موفق باشی روزبه جان.
[پاسخ]
باسیدون پاسخ در تاريخ بهمن ۳م, ۱۳۸۸ ۱۱:۴۸ ب.ظ:
آره متن قشنگیه .
مرسی . فکر کنم گفته بودید
خواهش میکنم
[پاسخ]
پ.ن آخریت خیلی خوب بود اما در پس نتت بدجنسی بود من کلی فکر کرده بودم منتظر بودم یه چیز خاص بگی
[پاسخ]
باسیدون پاسخ در تاريخ بهمن ۳م, ۱۳۸۸ ۱۱:۴۹ ب.ظ:
خواهش میکنم
:D
میشد چیز دیگه ای هم گفت ولی هدف فرق میکرد . اگه چیز دیگه مگفتم بحث به … میکشید که خوشم نمیومد بحث به اونجا بکشه
[پاسخ]
ساعت ۲:۴۰ دقیقه بامداد جمعه
و من بسیار بسیار خسته هستم :( (:|
میرم بخوام
فردا بعد از عکاسی میام نظر میزارم
[پاسخ]
روزبه جان بسیار آهنگه قشنگی بود /مرسی/
[پاسخ]
باسیدون پاسخ در تاريخ بهمن ۴م, ۱۳۸۸ ۷:۳۰ ب.ظ:
خواهش میکنم
[پاسخ]
تا کجا نظر دادم ؟
آهان تا چهارم
بریم باقیش
[پاسخ]
نظر پنجم :
شعر زیبایی بود .
مرسی
[پاسخ]
باسیدون پاسخ در تاريخ بهمن ۴م, ۱۳۸۸ ۷:۳۰ ب.ظ:
خواهش میکنم
[پاسخ]
نظر ششم :
از جملات کوتاه ۲ و ۳ خیلی خوشم اومد
موفق باشی
[پاسخ]
قبول دارم اشتباه از من بوده
مردم بوشهر از با غیرت ترین و شریف ترین مردمای دنیا هستن
ساحل بوشهر هم که ساحله عشاقه
خیلی دوستش دارم
بوشهر با مردمشه که بوشهره
[پاسخ]
باسیدون پاسخ در تاريخ بهمن ۴م, ۱۳۸۸ ۷:۰۷ ب.ظ:
… ;)
بله اون که شکی درش نیست
بلی
همه ماها دوستش داریم
۱۰۰%
[پاسخ]
میریم سر وقت نظرات سریالی بنده که مانند سریال های شبانه هنوز ادامه داره
روزبه مگه دستم بهت نرسه
دیشو بهت گفتم جیگروم خین واوید تا همه ای پست کو خوندوم
خدایا توبــــــــه ^:)^ ^:)^
[پاسخ]
باسیدون پاسخ در تاريخ بهمن ۴م, ۱۳۸۸ ۷:۰۸ ب.ظ:
:D/ :D/ :D/
[پاسخ]
نظر هفتم :
دکتر شریعتی یکی از برجسته ترین افراد این مرز و بوم که من ارادت خاصز به ایشون و افکارشون دارم و تا جایی که تونستم بعضی از نوشته هاشون رو خوندم
خدا بیامرزتشون :(
[پاسخ]
باسیدون پاسخ در تاريخ بهمن ۴م, ۱۳۸۸ ۷:۰۸ ب.ظ:
[-O~
[پاسخ]
ادامه نظرات سریالی در روزهای بعد
[پاسخ]
باسیدون پاسخ در تاريخ بهمن ۴م, ۱۳۸۸ ۷:۰۹ ب.ظ:
:D :gogooli:
[پاسخ]
اوفـــــــــــــــــــــــــ!! خسته ام شدا
ترانه دانلود کردم دست طلا، خیلی وقت نشنیده بودم.(خاطره)
مثل بعضیا همونی که اونا چفتن.
یلدای امسال خاطره ای ازش ندارم.
محرم هم خو فقط شام غریبان تونسم بیام بیرون، بقیه اش خونه بودم(سرماخوردگی)
نود حال داد، خصوصا وقتی که هم خندوندمون هم اینکه خانما تو کف خنده مای موندن. :D
بعدشم همون که بقیه گفتن
[پاسخ]
باسیدون پاسخ در تاريخ بهمن ۸م, ۱۳۸۸ ۷:۴۴ ب.ظ:
خسته نباشی جون
نود :D
[پاسخ]
شما پست جدید نوشتین پس چرا نیست؟
توی پازل معمای میلاد شرکت نکردین! چهار حرف باید بدین . البته یکی یکی بدین براتون بهتره عاقلانه تر میتونین حرف بعدی رو انتخاب کنین
[پاسخ]
باسیدون پاسخ در تاريخ بهمن ۸م, ۱۳۸۸ ۷:۴۵ ب.ظ:
پست عکاسی بود
شرکت کردم و جوابم بهت گفتم :D/
[پاسخ]
الان سرگیجه دارم میرم دوباره میام کامنت میدم
[پاسخ]
اول مرسی بابت تبریکت اول از خودم شروع کنم :D
ولی انصافا سرگیجه گرفتم !!
از محرم پریدی تو تولد ! سینه زنی تو شب یلدا !
پروزه تو فوتبال !! آهنگ تو …..
جدا هنوز منگم !!
ولی مرسی به کلی از تعهداتت عمل کردی !!
:D :D
[پاسخ]
باسیدون پاسخ در تاريخ بهمن ۸م, ۱۳۸۸ ۷:۴۸ ب.ظ:
خواهش میکنم

:D
[پاسخ]
این قضیه داستان دو ساله تصمیم داری بذاری تو بلاگت
کی عملی میشه خدا داند !!
امیدوارم نوه ات این آرزوی بابا بزرگو اجرا نکنه
[پاسخ]
باسیدون پاسخ در تاريخ بهمن ۸م, ۱۳۸۸ ۷:۵۰ ب.ظ:
=((

)(heykhoda)(
[پاسخ]
خاطراته جالبی بود ولی آخرش نگفتی شبه یلدات چرا خاص بود،خدا داند. ;)
:-
[پاسخ]
باسیدون پاسخ در تاريخ بهمن ۸م, ۱۳۸۸ ۷:۵۰ ب.ظ:
خواهش میکم
:- خوب خاص بود دبگه :D
[پاسخ]
خوشحال میشم بتونم داستاناتو بخونم .
ج.ک: همشونو دوست داشتم و میخوام زشون درس بگیرم
گفته های دکتر هم همیشه زیبا و ماندنی و تاثیر گذارند
پ.ن۲و۳: ایشالله که به وقتشون حل میشن .
آدرس فتوبلاگتو بهمون بده هممون نداریم :D
پ.ن۵:
پ.ن خاص: خیلی دوست داشتنیه.
به روزم.
[پاسخ]
سریال تموم شدا
پست جدید بزار نه :gogooli:
[پاسخ]
سلام
:D
طبق معمول دیررسیدم :D
والادوست منم همه رشته ایی شماست ویکساله دنبال این پروژه اشه وکلی هم بامدیرگروهتون درگیرشده وهنوزهیچی به هیچی :gogooli: (نمی خوام نامیدتون کنم ) ;)
احمدتک خال :D بنده خدافردوسی پور :-
کلا هرآهنگی رواگه بیشترازدوباردریه روزگوش بدی حال تهوع سراغت میاد
[پاسخ]