سرزمین آفتاب

نوشته شده در (شخصی) توسط روزبه کنین در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۸۸

سلام . انشاالله که خوب و خوش و خرم باشید

قبل از هر چیز پوزشِ منو بپذیرید چون این پست طولانیِ

این چند روز فرصتی دست داد تا به جزیره کیش سفر کنم , جایی که خیلی دوست داشتم برای یک بار هم که شده ببینم که این همه که تعریفش میکنند چه خبرِ

سفر ما ساعت ۲۰ چهارشنبه آغاز شد و بعد از طی مسافتی ۷ ساعته به بندرِ چارک رسیدیم (قبلش بگم که در این سفر ما سه خانواده بودیم , خانواده ما , دایی و خاله و جمعا”۸نفر بودیم )در این بندر سوارِ کشتی شدیم و بعد از طی مسافتی ۱:۲۰ دقیقه ای به جزیره کیش رسیدیم . دیگه به جزییات نمی پردازم فقط به جاهایی که رفتم میپردازم .

پاساژ پردیس

 روز اول بعد از استراحتی کوتاه پاساژ گردی ما آغاز شد در مجموع این چند روزی که اونجا بودیم حدود ۷ ۸ پاساژ رو دیدن کردیم مثل پردیس ۱,۲ , مرجان, مریم, کیش سنتر, ونوس و….همه نوع جنس با همه نوع قیمت میشد پیدا کرد از جنس چند میلیونی تا جنس چند هزاری . هر شب در این پاساژها از بین کسانی که خرید کردند قرعه کشی میشد و جوایزی از طرف پاساژ مربوطه به خریدارانی که کارت قرعه کشی خودشونو در مسابقه شرکت داده بودند  و برنده میشدند جوایزی اهدا میشد .

jaieze vijhe

هر سال هم هر پاساژ جایزه ویژه ای از قبیلِ ماشین به کسانی که بیشترین خرید رو از پاساژ داشتند طیِ قرعه کشیِ سالانه به برنده اهدا میشد. هر پاساژ چندین بانک داشت , نماز خانه, سرویس بهداشتی ,دستگاه های ماساژور و …که همه و همه برای رفاه حال خریداران و بازدیدکنندگان بود.

در این جزیره من یک چراغ راهنمایی و رانندگی ندیدم . صدای بوق فقط ۲بار شنیدم چون هر راننده به حقوق هر راننده دیگر احترام میگذاشت . نوع سرویس دهی تاکسی های بیسیم بودند که به ۴مرکز متصل بودند ( یکی از مراکز به تنهایی ۸۰ سرویس داشت ) . تمام تاکسی ها ماکسیما بود . ( سی چقه اونجا ماکسیما خارکورن چیششششششش) . برای جمعیت بیشتر هم ون ها و مینیبوس های مخصوصی بود که مردم استفاده میکردند.

در شهر معمولا” بانک کم پیدا میشد چون اکثرا” در پاساژ ها شعبه داشتند و این فکر کنم باعث زیباتر شدن شهر میشد.

شهری تمیز و درخت کاری و گل کاری زیبا .

من اسم کیش رو گذاشتم شهرِ پاساژ ها و هتل ها چون خیلی هتل و پاساژ داشت

دوچرخه سواری

شب اول پس از اینکه چند پاساژ رو دیددیم به ساحل کیش رفتیم ( پشت محل همایش های بین المللی کیش ) در این ساحل به قدری به ساحل و فضای اون رسیده بودند که حد نداشت . ماسه ها تمیز و یک زباله ای هم اونجا پیدا نمی کردی . در نوار ساحلی پیست دوچرخه سواری درست کرده بودند که با انواع و اقسام دوچرخه هایی که وجود داشت میتونستی کرایه کنی و بری واسه خودت بگردی . منم ۲بار رفتم دچرخه سواری بار اولش از محوطه خارج شدیم و به خیابان رفتیم چون میخواستیم هتل داریوش رو از نزدیک ببینیم . دیگه با دوچرخه به دم در این هتل رفتیم و عکس یادگاری گرفتیم .

پارک دلفین ها

روز بعدش با توجه به بلیطی که داییم گرفته بود من به همراه خانواده داییم به پارک معروف دلفین ها رفتیم . در این پارک بزرگ چهار قسمت وجود داشت (باغ پرندگان , سیرک, آکواریوم, پارک دلفین ها ) قیمت بلیط برای هر نفر ۴۵۰۰۰ تومان بود و چیزایی که توی این پارک میفروختند به حدی گرون بود که حد نداشت . مثلا” آپ معدنی که ۳۰۰ تومانِ , ۱۰۰۰ میفروختند یا بستنی که ۲۰۰ تومانِ , ۱۰۰۰ میفروختند. خلاصه بازدید از این پارک از ساعت ۱۵:۳۰ آغاز شد و تا ساعت ۲۰ ادامه داشت . تابلویی هم که توسط یکی از دلفین ها کشیده شد به ارزش ۴۰۰۰۰۰ تومان فروخته شد.در کل خیلی خیلی قشنگ بود. باغ پرندگان کیش

باغ پرندگان کیش

باغ پرندگان کیش

شبش به یک رستورانی رفتیم با نام شاندیزِ… (نمیشه بگم ) ساعت حدود ۹ با کسانی که از قبل بلیط رزور کردند تماس میگیرند و به وسیله مینیبوسِ مخصوصِ خودشون میان دنبالِ افراد. برنامه ای که داشتند از ساعت ۱۰ شب شروع میشد و تا ساعت ۲بامداد ادامه داشت . حدود ۵خواننده موزیک زنده اجرا میکردن در کل خیلی کیف داد و باحال بود . هر کاری کردیم که خواننده ها سوسن خانم رو بخونند , نخوندند چون مجوز نداشت:D . آهنگ های شادی که میخوندند خیلی از خانم ها وآقایونی که از شهر های دیگه اومده بودند بزور رو صندلی خودشونو کنترل میکردند.به قول مجتبی یکی میخواست بلند بشه هلیکوپتری بزنه چون مجوز پرواز نداشت نذاشتند. خلاصه گرفتن عکس و فیلم هم ممنوع بود دیگه خودتون میدونید چرا و ….

جت اسکی

در روز آخری که اونجا بودیم تصمیم گرفتیم یه سری هم  بریم جت اسکی و یه حالی ببریم ببینیم چه جوریه . خیلی کیف داد ولی وسط دریا یکم موج بود نمیشد زیاد گاز بدی . بعد مرده هم منو ترسونده بود که یکم فرمونو کج کنی چپ میشنو دیگه وا مصیبت و چون منو پسر داییم با هم رفته بودیم و اونم کوچیک بود باید یکم با احتیاط تر میرفتم.

عصرش رفتیم کیش گردی تا ببینیم چی داره . اول به دیدن این درخت اومدیم . این درخت که گویی قدمت زیادی داره و مردم با بستن بندی به اون حاجت میگیرند. 

شهر تاریخی حریره

در روبروی این درخت یه محلی بود با نام شهر تاریخی حریره  که یکی دو ساختمانی بیش باقی نمانده بود. و در حال ساخت مسیر برای این چند ساختمان بودند.

ساحل کیش

بعد از اونجا رفتیم به محلی که حالت صخره مانند بود و ماهی های زیادی رو میشد در دریا دید چون ویژگی صخره های مرجانی اینه که دریاش شفافِ

کشتی یونانی

بعدش حرکت کردیم رفتیم به طرف کشتی یونانی . کشتی ای که هنوز که هنوزِ مشخص نیست به چه علت سوخته . بعضی ها میگند خودشون آتیشش زدند تا بتونند پولِ بیمه بگیرند بعضی ها هم میگند بخاطر چیزای دیگه بوده ولی در کل وضعیتِ نا معلومی داشت.

بولینگ

در شبِ پایانی هم خانواده رو فرستادیم برند پاساژ و منو داداشمو پسر داییم رفتیم بولینگ . اینقدر کیف داد که نگو .اینم بعضی از سوژه های کیش:

محل استعمال دخانیات

این محل استعمال دخانیات بود یعنی علاوه بر اینکه تو شهر و هر جا پیدا میکردی میتونستی اینکار رو بکنی یه محلی هم واسه این کار درست کرده بودند.

ساعت

ما ایرادِ فلکه ساعتِ خودمون میگیریم . زمانی که من از این ساعت عکس گرفتم حدودِ ساعت ۱۰ شب بودِ.

خوب این بود ماجرای سفرِ من . لازمِ چند نکته رو بگم :

شهر و استانی که من در اون زندگی میکنم بسیار تاریخی تر از کیشِ . چون کیش بعد از ویرانی ِ بندر تاریخی سیراف بوجود اومد . ساحل و دریایی که ما داریم میشه خیلی زیبا تر و تمیز تر از کیش باشه . نمیدونم تا حالا به خارگ یا خارگو رفتید تا ببینید چقدر دنیای زیر آب قشنگِ.بافت قدیمی ِ شهر من صد برابر بیشتر ارزش داره تا شهر تاریخی حریره .بندر سیرافِ ما صد برابر بیشتر ارزش داره تا اونجا . اگر مسئولینی که داریم بیشتر فکر شهر و استان و آبادی و زیبایی اون باشند ما هم میتونیم زیباتر از کیش بشیم ما هم میتونیم سر تر از کیش بشیم . همه و همه لازمش خواستن و عمل کردنِ . چون ما با حرف به هیج جا نمیرسیم .سرزمینِ آفتابِ من(بوشهر) به از اون سرزمین آفتابِ(کیش)

پی نوشت:

۱: روز ۲۵ اسفندِ سال ۸۷ برای من و خیلی از دوستان خاطره خوبی بود . روزِ جشن آوای مهر . روزی که به همتِ بچه ها ی وبلاگ نویس جشنی برگذار شد و به کودکان معلول و مراکز نگهداری کمک شد .

ولی برای من یه ویژگی دیگه ای هم داشت و اون ….؟( خودتون بگید)

۲:چهارشبه سوری یکی از سنت های اجدادِ ما بوده که مردم آن دوره با پریدن از روی آتش قبل از سال نو . بدی ها و کدورت ها و به قولی خصلت های منفی و هر چیزِ بدی رو که داشتند دور میریختند. ما که از نوادگان آنها هستیم باید بتونیم این سنت رو حفظ کنیم .

۳:اگه بشه واسه عید یه کارِ جدید دارم . بستگی به …. داره

۴:بعضی از عکس ها بی کیفیت شده چون با دوربین موبایل عکس گرفتم

۵:ببخشید که مطلب طولانی شد

                                                               ایام به کام

                                                                :-bd

دیدگاه‎ها:

(۲۱) دیدگاه تا کنون برای این نوشته ثبت شده است!

دیدگاهتان را بنویسید

~X( ~-~ zanboor: voi tobeh tel sheytoon shap sei saat kerdi sad o:-) na na na m/ khodaia tobeh khi khi khi ineh i-) hei khoda hapy hame flower fike bye1 bye bio inja minim b-) [-( X( @-) >:p >:d< =p~ =)) <):) ;)) :| :x :wink: :twisted: :ryhj: :roll: :oops: :mrgreen: :lol: :idea: :helle: :girukh: :eykhoda: :evil: :d :cry: :brobnim: :arrow: :^o :?: :> :-| :-x :-w :-t :-s :-q :-o :-bd :-b :-SS :-P :-?? :-? :-> :-< :-/ :-* :)] :)) :) :(( :!: 8-O 8) %-( #-o



ابر برچسب‎ها